كابوس

خرید بک لینک
حتي حوصلم نيست برم پشت كامپيوتر پس روي مبل لم ميدم گوشيم رو بر ميدارم . مينويسم!

نزديكاي صبح بود باز كابوس ميديم همون كابوس هميشگي. تمام سعيم اين بود تو بيدار نشي. اما بيدار شدي. خودم هم تعجب كرده بودم به طرز عجيبي ميلرزيدم. درست مثل ٦سالگي. محكم حبسم كردي بين دستات امن ترين جاي دنيا براي من. چشمام رو بستم دوباره و دوباره و دوباره! و هر بار بيدار تو ارومم كردي. ساعت ٧ با صداي ترس من شروع شد ! روز سختي بود. اتفاق ها از سر صبح پشت سر هم !!! برتلفن رو بر ميدارم براي مامان تعريف ميكنم ناراحت ميشه و قول ميگيره. بايد از استرس دور باشم. بخاطر ما. قول ميدم تلاش ميكنم.

اما ...

ميياي خونه با بودن تو همه چيز فرق ميكنه همه استرس هام با سوپرايزت فراموش ميشن. بليط كنسرت براي فردا شب. در واقع براي امشب !!!

ميخندم. خوشحالم. به خاطر تو. بخاطر ما. بخاطر اينكه بين تمامي اين بهم ريختگي ها من رو فراموش نكردي جا نموندم. خوشحالم شادم بخاطر تك تك لبخندهايي ك بدون هيچ بهونه اي بخشيدي...

پ.ن :تو خوابي و امشب براي مو بيش از حد ساكت. دلم ميخواد چشمام رو ببندم و فقط بخوابم. اما نميشه. ميترسم بخوابم و باز ! و اصلا مهم نيست اگه باز كابوس ببينم اما تو خوابي !! روي اين مبل لعنتي هم بي تو اصلا نميشود. باي. سعي كنم بخاطر ما. بخاطر بودن تو ...

گاه نوشت......

ما را در سایت گاه نوشت... دنبال می‌کنید

برچسب: كابوس,كابوس موقع,كابوس النوم,كابوس دوت كوم,كابوس موقع ترفيهي,كابوس مملكة الخوف سابقا,كابوس بالانجليزي,كابوس موقع ثقافى,كابوستكا, نویسنده: بازدید: 359 تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 16:07

صفحه بندی